هشتمین...
به نام خدا...
هشتمین دندون خوشگل و کوچو لوت زده بیرون... پایین سمت راست ... از دندونای کناری... مبارکت باشه این دندونایی که داره از بالا و پایین و چپ و راست میزنه بیرون.... من فدای تو....
من فدای اون انگشتای اشارت که دوتایی شونو میذاری کنار هم... با تمام قدرت فشار میدی و تلوزیون رو روزی هزار بار خاموش و روشن میکنی... خودتم میدونیکه کار خوبی نیست و با هزار تا ادا و شکلک دل ما رو بدست میاری...
ایستادن هات طولانی تر شده... خوشحالم...
از هر وسیله ای برای کشتن ما استفاده میکنی... شونه و بورس و فندک آشپزخونه و ... میگیری جلوی صورتمونو هی میگی: ت ت ت ت ... ما هم باید بمیریم.... من یکی که هلاکتم مادررررررررر
تمام حیوونای دنیا از نظر تو ببعی هستن(ببییییی)... دیگه نهایتا میشن جوجو.... برنامه های حیات وحش و خیلی دوست داری و هر حیوونی که میبینی روی لباست دنبال عکسش میگردی...
عاششششق مداد رنگی و خودکار و کیف و دفتر نقاشی شدی... خیلی با مزه با اینا سرگرم میشی... هر از گاهی هم یا خودتو یا در و دیوار و نقاشی میکنی... من از نوک مدادا میترسم.... ولی تو همه رو روی دستت امتحان میکنی و تیز ترینشونو برمیداری....
پارسا (پسر عمه سه ساله) میشینه توی کامیونش و تو با دقت و مشقت تمام هولش میدی.... من فدای این دل لطیف و مهربونت...
دیگه چی بگم عزیزدلم که شیرین کاریا و شلوغیات و عشق من و بابایی به تو نهایت نداره.... خدا جونم شکرت
طبق معمول عکسسسسسس:
توضیحات با خودت...
خاله مینا این آهنگه چیه من حالیم نمیشه خانوم شکیرا چی میگه !!!!

وااااا ی این آقاهه چقدر خوب میخونه... چه صدایی... چه شعری... آهاااااان استاد شجریانه... همون که مامانم خیلی دوسش داره!!!! ولی یه کم غمگینه
... کم کم داره گریم میگیره

ماماااان خواهش میکنم کفشامو پام کن بریم بیرون...


قهر کردن هم بلدم.... مامانم میدونه که من دارم میخندم 

بیا من و بگیر اگه میتونی...

خسته شدم...



هشتمین...
