بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

هشتمین...

1391/5/20 15:01
نویسنده : مامان نسرین
281 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا...

هشتمین دندون خوشگل و کوچو لوت زده بیرون... پایین سمت راست ... از دندونای کناری... مبارکت باشه این دندونایی که داره از بالا و پایین و چپ و راست میزنه بیرون.... من فدای تو....

من فدای اون انگشتای اشارت که دوتایی شونو میذاری کنار هم... با تمام قدرت فشار میدی و تلوزیون رو روزی هزار بار خاموش و روشن میکنی... خودتم میدونیکه کار خوبی نیست و با هزار تا ادا و شکلک دل ما رو بدست میاری...

ایستادن هات طولانی تر شده... خوشحالم...

از هر وسیله ای برای کشتن ما استفاده میکنی... شونه و بورس و فندک آشپزخونه و ...  میگیری جلوی صورتمونو هی میگی: ت ت ت ت ... ما هم باید بمیریم.... من یکی که هلاکتم مادررررررررر

تمام حیوونای دنیا از نظر تو ببعی هستن(ببییییی)... دیگه نهایتا میشن جوجو.... برنامه های حیات وحش و خیلی دوست داری و هر حیوونی که میبینی روی لباست دنبال عکسش میگردی...

عاششششق مداد رنگی و خودکار و کیف و دفتر نقاشی شدی...  خیلی با مزه با اینا سرگرم میشی... هر از گاهی هم یا خودتو یا در و دیوار و نقاشی میکنی...  من از نوک مدادا میترسم.... ولی تو همه رو روی دستت امتحان میکنی و تیز ترینشونو برمیداری.... 

پارسا (پسر عمه سه ساله) میشینه توی کامیونش و تو با دقت و مشقت تمام هولش میدی.... من فدای این دل لطیف و مهربونت...

دیگه چی بگم عزیزدلم که شیرین کاریا و شلوغیات و  عشق من و بابایی به تو نهایت نداره.... خدا جونم شکرت

طبق معمول عکسسسسسس:

b     توضیحات با خودت...

خاله مینا این آهنگه چیه من حالیم نمیشه خانوم شکیرا چی میگه !!!!متفکر

b

وااااا ی این آقاهه چقدر خوب میخونه... چه صدایی... چه شعری... آهاااااان استاد شجریانه... همون که مامانم خیلی دوسش داره!!!! ولی یه کم غمگینهناراحت... کم کم داره گریم میگیرهگریه

 b

ماماااان خواهش میکنم کفشامو پام کن بریم بیرون...گریهگریه

b

قهر کردن هم بلدم....   مامانم میدونه که من دارم میخندم نیشخند

b

بیا من و بگیر اگه میتونی...

b

خسته شدم...

b

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

مامي نسيم ( مامان ملودي )
21 مرداد 91 13:06
دندوناي خوشگلت مبارك عزيزه دلم
مامي نسيم ( مامان ملودي )
21 مرداد 91 13:07
حسابي دلبر شدي ها . عكسات هم مثل هميشه خوشگله و حرف نداره


ممنون عزیزم
lمريم مامان آرمان
23 مرداد 91 12:50
مثل هميشه از نوشته هات لذت بردم.قربون برديا با اين دندوناي خوشگلش.


مثل همیشه لطف داری مریم جون... آرمان توپولی رو ببوس